Sunday, January 31, 2010

الله؛ نام یکی از بت های پیش از اسلام


اعراب پیش از اسلام به دینهای مختلفی گرایش داشتند. اکثر آنها به چندین خدا (polytheistic) اعتقاد داشتند و نیز قبایلی بودند که به دین مسیحیت و یهودیت ایمان آورده بودند.

قبایل مختلف شبه جزیره عرب، سمبل هایی برای خدایان، شیاطین، جن ها، آدم-خداسان ها (نیمه انسان نیمه خدا) و انواع و اقسام موجودات متفاوت، ساخته بودند و این سمبل ها را در کعبه (در مکه) نگه داری می کردند. سمبل هایی برای مسیح و مریم (برای قبایل مسیحی) نیز در کعبه نگه داری می شده است. که در کتاب Freeman-Grenville, Islam: An Illustrated History نیز به آن اشاره شده است.

تاریخ نگاران مسلمان از آن دوران به عنوان "دوران جاهلیت" یاد می کنند. عجبا که اینان بت خودشان را برتر متصور شده اند!

کارن آرمسترانگ (Karen Armstrong) در کتاب Islam: A Short History ادعا می کند که "کعبه به هبل (یکی از بت ها/سمبل ها) اختصاص داده شده بود و شامل 360 بت بود که احتمالا هر کدام یا نماد یک روز از سال بودند، و یا تندیس های خدایان عرب بودند. قبایل شبه جزیره عرب، چه مسیحی و چه چند-خدایی ها، سالیانه یکبار در مکه برای مراسم عبادت (حج) به هم ملحق می شدند."

اطلاعاتی که از متون مختلف بجا مانده است بر این تاکید دارند که کعبه محل نگه داری بت های گوناگون بوده است که هر کدام نشان مقدس قبیله ای بوده است که داخل کعبه و یا اطراف آن نگه داری می شده اند. اعراب در تمامی مسائل به این بت ها رجوع می کردند و حتی از اسامی بت ها در نام گذاری فرزندان شان استفاده می کردند.

بعضی از این بت ها اهمیت ویژه ای داشتند که تاریخ نگاران به شرح آنها پرداختند که به ترتیب اهمیت، تعدادی از آنها را نام می بریم.

هبل: سالار (سرور) خدای خدایگان، مهمترین خدا
لات: الهه ماه
عزی: الهه آفرینندگی که بعنوان "قویترین" و یا "با عظمت ترین" نیز شناخته می شده
منات: الهه سرنوشت که قدیمی ترین بت در بین این بت های عرب بوده است. حتی اعراب نام بچه های خود را با نام این بت نام گذاری می کردند. مانند: بنده منات (عبد منات)
نام 4 بت فوق در کتابهای دینی مدارس جمهوری اسلامی آمده است.

بت های درخور توجه دیگری هم وجود داشتند که به شرح آنها پرداخته شده است اما یک بت اهمیت فراوانی دارد که اسلام و تاریخ نویسان مسلمان تلاش بسیاری کردند که هیچ اثری از آن بجا نماند. آن بت الله نام داشت که خدای "سازنده" (آفریننده) و اهدا کننده باران، نزد عرب های پیش از اسلام بود. البته بت الله، تنها نبود، همکار و هم صحبت داشت، پسر ها و دخترهایی داشت. ساکنان مکه بر این باور بودند الله و جن ها رابطه خویشاوندی دارند و بت های لات و عزی و منات، دخترهای الله بودند. اعراب در شرایط نارحتی و درد و رنج به سراغ الله می رفتند. آنها در نام گذاری هم از کلمه الله استفاده می کردند. بطور مثال نام پدر محمد، عبدالله بود. به معنای "بنده الله" و یا "خدمتگذار الله".

بنابراین بی جهت نبوده است که تاریخ نگاران مسلمان تلاش بسیاری برای مخفی کردن تاریخچه بت الله و اهمیت آن نزد اعراب پیش از اسلام، داشته اند و البته همچنان دارند.

در تاریخ اسلام آمده است که محمد بت های کعبه را می شکند اما تمامی مشخصات و ویژگیهای آنها را به الله خود، نسبت می دهد. و البته یک بت دیگر به نام سنگ سیاه (حجر السود) را باقی می گذارد و خود محمد این سنگ را مورد ستایش قرار می دهد و می بوسد! محمد بر این اعتقاد بوده که این سنگ از بهشت آمده است. این سنگ که احتمالا بقایای یک شهاب سنگ است در طول زمان آسیب دیده است و به قطعات کوچک تر شکسته شده است. برای اینکه موضوع برای مسلمانان ایجاد سوال نکند که "ای بابا، این الله هم که نتوانست یک سنگ را درست نگه داری کند!" این قطعات را بوسیله میخ های نقره ای رنگ به یک قاب نقره ای وصل کردند و در کنار هم نگه داشتند. بهر حال اگر همچنان اعتقاد دارید که این سنگ از بهشت (مکان تخیلی) آمده است، با یکسری آزمایش براحتی می توان خلاف این موضوع را ثابت کرد. کافیست که مسلمانان به این آزمایش رضایت دهند.

این هم شواهد تاریخی که این خدا، الله و یا هر نامی که شما می دانید، ساخته و پرداخته ذهن آدمی بوده است که حتی توان مراقبت از سنگ فرضی خود را نداشته است.


منابع:

1. خدایان اعراب پیش از اسلام
2. بت الله
3. سنگ سیاه
4. Islam: A Short History by Karen Armstrong این کتاب بصورت فایل در اینترنت موجود می باشد، جستجو کنید.


Friday, January 8, 2010

آیا باید به دین و عقیده افراد احترام گذاشت؟

این روزها با توجه به شرایط سیاسی کشور، مرافعه بین مذهبی ها و غیر مذهبی ها، یکی از مباحث داغ محافل اینترنتی شده است. حتما شما هم به جملاتی شبیه این مواجه شدید "به دین و عقیده افراد احترام بگذارید" و یا "دین و عقیده افراد محترم هستند".

در مطلب قبلی نوشتم که "دین مجموعه ای از افکار انسانی است" و فقط یک ایدولوژی انسانی است، نه بیشتر. حال سوال این است که آیا افکار انسان محترم است ولو اینکه این افکار مرید و هواداران بسیاری هم داشته باشد؟! ایدولوژی فاشیستم هم طرفداران زیادی دارد، آیا باید به آن عقیده هم احترام گذاشت؟ حتی افکار هیتلر نیز طرفداران بسیاری دارد، اما آیا بواسطه طرفداران این ایدولوژی ها، آیا باید به آن تفکرات احترام گذاشت؟!

آن چیزی که دوستان مذهبی متعصب، مغرضانه یا ناآگاهانه آنرا نادیده می گیرند اینست که، "احترام" کسب کردنی است نه اعطا کردنی. اگرچه یک ایدولوژی حتی با مفاهیم ضد بشری ممکن است که طرفداران زیادی هم داشته باشد، اما همچنان آن ایدولوژی شایسته احترام نخواهد بود.

با بررسی تاریخ ادیان به این نتیجه میرسیم که هر زمان که مذهبی ها در راس قدرت قرار گرفتند، هرگونه چالش کشیدن مذهب و اعتقادات مذهبی را بشدت سرکوب کردند. ادیان که در پاسخگویی به سوالات خردمندان همیشه عاجز بودند، مجازات را بعنوان ساده ترین راه برای دفاع از افکار بی پایه مذهبی انتخاب کردند.

اینگرسول سخنور دوران طلایی Freethought آمریکا و مدافع شک گرایی در همین زمینه گفته است:
"کفرگویی اتهامی است که روحانیون برای دفاع از اعتقادات مذهبی که توانایی مراقبت از خود را ندارند، ابداع کردند."

"This crime called blasphemy was invented by priests for the purpose of defending doctrines not able to take care of themselves."

- Robert Green Ingersoll

مذهبیون زمانی که از پاسخ در برابر سوالات خردورزان عاجز می باشند یا به زور متوسل شده و آنها را مجازات می کنند و در جایگاهی که قدرت در اختیار ندارند به روشی بزدلانه فریاد سر می دهند که به "ایمان و اعتقادات" آنها توهین می شود تا شاید با این روش، روشنفکران منتقد را به سکوت بازدارند.

من از تمام دوستان منتقد و خردورزم درخواست می کنم که در مقابل هیاهوی مذهبیون سکوت نکنند و با تمامی توان با استفاده از علم و منطق که تنها ابزار راهگشای ما انسان هاست، پرده از خرافات و هجویات مذهبی بردارند. سالهای سال مذهبیون، با استفاده از ناآگاهی مردم، افکار مرتجع مذهبی را توسعه داده اند، پس بدانید ما راه دراز و سختی در پیش خواهیم داشت که باید بدون وقفه شروع کنیم.

اجازه بدهید بدون پرده بگویم، حتی آینده کشور ما و آینده این کره خاکی نیز به این موضوع بستگی دارد. افکار پوسیده و مرتجع همیشه محدود کننده تفکر خلاقانه بشر بوده است و باعث به هدر رفتن انرژی انسانها بر روی مفاهیم غیر واقعی بوده است. جامعه جوان کشور ما با آگاهی پتانسیل بالایی برای موفقیت خود و کشور خواهند بود. باید دست به دست هم بدهیم تا آموخته های مذهبی نادرست را با دانش روز دنیا، در جامعه مان جایگزین کنیم.

Thursday, January 7, 2010

دین چیست؟

در جامعه شناسی دین را بدین ترتیب تعریف کرده اند که "دین مجموعه ای از باورها، نشانه ها، دستورها و باید ها و نباید ها است که بر اساس انگاره ای (تصور، پندار، برداشت) مقدس (مقدسات)، پیروان آن دین را در یک گروه اجتماعی-دینی به یکدیگر نزدیک می کند."

فرهنگ جامع کلمبیا دین را به این ترتیب تعریف می کند که "دین یک نظام فکری، احساسی و عملی است که یک گروه در آن سهیم هستند و مشارکت دارند که این خود یک احساس دلبستگی (وابستگی) در اعضا ایجاد می کند؛ مجموعه قوانین رفتاری است که افراد بر اساس آن، پیامد های شخصی و اجتماعی عملکرد های خودشان را قضاوت کنند؛ و همچنین قالبی است که بوسیله آن افراد گروه و عالم خودشان را درک می کنند."

من دین را اینطور تعریف می کنم که؛ دین مجموعه ای از افکار انسانی است که شامل مجموعه ای از داستانها، اعتقادات، نماد ها، آئین ها و مراسم های مذهبی است. و چون افکار انسان در حال تغییر است، مفاهیم دینی را که از گذشتگان برایش به ارث می رسیده را، به طبع خویش، تغییر میداده است که این پروسه همچنان نیز ادامه دارد.

دین ها برای وهم کردن توده های انسانی نیاز به مقدس سازی داشتند (و دارند). گروهی با دستان شان خدایان شان را می ساختند، گروهی دیگر ستاره ها، سیاره ها و خورشید را مقدس می دانستند. انسان در راه پروژه مقدس سازی از هر موجود و عنصری که می توانست بهره برد. بعدها این بشر متوجه شد که هرچه این خداها دورتر و دست نیافتنی تر باشند، میزان توهم مقلدین نیز بیشتر خواهد بود. بطور مثال هندی ها الهه های گوناگون را متصور شدند و یونانی ها خدایان بسیاری را آفریدند. حدس میزنم که انسانها آن دوران، خود نیز سردرگم می شدند که هریک از این خداها چه وظایفی برعهده دارند!

بعدها گروهی که از تعداد این خداها، بیشتر سرگیجه گرفته بودند، تصمیم گرفتند تمامی وظایف این خداها را بر عهده یک خدا بگذارند و به پرستش یک خدا مشغول باشند. ماهیت اصلی این خدا، بسان بت های دست ساز اولیه، چیزی نبوده بجز ایجاد توهم یک موجودیت تخیلی برتر و قابل پرستش که مردم عامی را به بند اسارت ذهنی خود دچار کند. البته مقدس سازی فقط به خدا سازی ختم نشده است. در طول تاریخ ادیان، انسانها، مراسم های مذهبی، نشانه ها و حتی کتاب ها نیز مورد تقدس گرایی قرار گرفتند.

بشر دیروز که از دانش چندانی بهره نبرده بود برای حل مشکلات خود به خدایگان خویش متوسل می شده است. کاهن و کشیش و آخوند نیز واسط بین خداهای ذهنی (شما همان بت بخوانید) و مردم قرار گرفتند. مردم نیازمند برای رفع هر حاجت به کشیش و آخوند متوسل شده و باید هزینه می پرداختند! چه مشاغل پردرآمدی که از بازار مکاره دین بوجود نیامد.

اما بشر امروز با تکیه بر علم راه حل مشکلات غیرقابل حل دیروز را می یابد. او می داند که فقط دانش، راه گشای موانع است نه توکل به بت های (ذهنی) خودساخته!
با پیشرفت علم و بالا رفتن سطح دانش عمومی جوامع، انسان باهوش تر برای هر مسئله ای راه حلی می آفریند و بساط دین و خداهای خودساخته که برای تخدیر اذهان مردم ناآگاه گسترانده شده بود، به آهستگی اما پیوسته، در حال جمع شدن است.

باشد روزی که جامعه بشری به دانش و توانایی های خود بیشر تکیه کند.

Tuesday, October 13, 2009

نئاندرتال ها، انسان های منقرض شده

نئاندرتال (Neanderthal ها که به اسم علمی Homo neanderthalensis نامیده می شوند) در درخت فرگشتی (evolutionary tree) در طبقه انسان ها (Homo ها به طبقه ای از جانداران گفته می شود که شامل انسانهای مدرن و اقوام نزدیک آنها است) قرار دارند که شباهت بسیاری با ما انسان های امروزی (Homo sapiens) دارند. این شباهت آنچنان زیاد است که دانشمندان سالها آنها را در زیرشاخه (subspecies) شاخه ما (Homo sapiens) قرار می دادنند اما مطالعات بیشتر در ساختار (morphology) نئاندرتال ها، تایید می کند که آنها یک قسم (species) متفاوت هستند.

نئاندرتال از نظر فیزیکی از ما انسان های امروزی قوی تر بودند و قدشان حدود 12-14 سانتیمتر کوچکتر بود. مطالعات جدید نشان می دهد که DNA ما و نئاندرتال ها حدود 99.5 تا 99.9 درصد یکسان است. تخمین زده می شود که در فاصله زمانی 500 تا 800 هزار سال پیش ما و نئاندرتال ها اجداد مشترکی داشتیم.

با تحلیل DNA فسیل های 43 هزار ساله ای که از نئاندرتال ها بدست آمده بود، دانشمندان و هنرمندان تصاویری از یک نئاندرتال ماده را بازسازی کردند که در اکتبر 2008، مجله National Geographic مقاله ای را به این موضوع تخصیص داد و تصاویر جالبی را منتشر کرد. این نئاندرتال ماده Wilma نام گذاری شد. تعدادی از آن تصاویر را در زیر می بینید. یافته های بدست آمده نشان می دهد که حداقل بعضی از نئاندرتال ها موهای قرمز، پوست روشن (و رنگ پریده) و احتمالا کک مک دار داشتند.







تصویر زیر تغییرات عمده فرگشتی در شاخه انسان (Homo) ها را نشان می دهد که نئاندرتال ها به عنوان نزدیک ترین موجودات در شاخه انسان ها نسبت به ما انسانها مدرن قرار دارند.

البته اینجا فقط بخشی از تصویر را گذاشتم. اگر روی تصویر پایین کلیک کنید اطلاعت مختصر و مفیدی در مورد هر یک از این موجودات در شاخه انسانها می توانید بدست بیاروید. (یک صفحه دینامیک)



نکته جالب دیگر در مورد نئاندرتال ها اینست که مغز آنها بزرگتر از مغز ما بوده، اما از ما باهوش تر نبودند اگرچه بطور محدودی زبان (گفتاری) هم داشتند و با هم دیگر صحبت هم می کردند. البته فرضیه های مختلفی هست که یکی از آنها اشاره می کند به اینکه چون نئاندرتال ها در دسته های عموما کوچک تا 12 نفر با هم زندگی می کردند، امکان اینکه با دسته های دیگر تبادل تجربیات کنند را نداشتند و همین نکته عامل اصلی عدم توسعه هوش آنها بود.


مقایسه بین جمجمه انسان امروزی (سمت چپ) و نئاندرتال (سمت راست)

نئاندرتال ها در حدود 200 هزار سال پیش زندگی می کردند تا حدود 30 هزار سال قبل که نسل شان منقرض شد. در پایین فیلم مستند بسیار جالبی در مورد زندگی و انقراض نئاندرتال ها است که دیدن آن را به همه توصیه می کنم. این فیلم در 10 قسمت حدودا 10 دقیقه ای است.



یک نکته در مورد این فیلم: در بخشی از این فیلم رابطه جنسی یک Homo sapien با یک نئاندرتال را به نمایش می گذارد و در واقع فرضیه اینکه این دو گروه با هم تبادلات ژنتیکی داشتند را نشان می دهد اما تا به امروز هیچ اثر عمده ای از اینکه این دو موجود با هم تبادلات ژنتیکی بسزایی داشته اند یافت نشده است. نمونه های یافت شده حکایت از انتقالات ژنتیکی محدودی دارند.

چرا در مورد این موضوع نوشتم؟ کلمه فرگشت را جستجو کردم که ببینم تعداد لینک هایی که گوگل نشان می دهد چه تعداد است که بطور تصادفی در وبلاگ کمانگیر به این ویدیو رسیدم. دیدم بهتر است که یک مقدار با تصاویر در این مورد بنویسم. ما هر چقدر که خودمان و نزدیکانمان را بهتر بشناسیم به ما کمک می کند که از خرافه و کژ باوری فاصله بگیریم.


منابع اطلاعات فوق شامل عکس ها در لینک های مرتبط در متن آمده است. اما بیشتر متن با مقایسه از متون مختلف و سایت ویکی ترجمه شده است. عکس جمجه در ویکی آمده است و در اندازه بزرگتر در این لینک می توانید ببینید.

Friday, October 2, 2009

آردی، قدیمی ترین انسان-گونه یافت شده

دیروز خبری مبنی بر ارزیابی فسیل حیوانی به نام Ardipithecus ramidus دنیای علم را دوباره لرزاند. این فسیل که در سال 1994 کشف شده بود و پس از 17 سال تحقیق مشخص شد که این موجود نه از خانواده شامپانزه است و نه از خانواده انسانها بلکه گونه ی جدیدی از انسان-گونه ها (hominid) است.

این فسیل 4.4 میلیون سال دارد و نکته جالب اینکه این موجود هم از درخت بالا می رفت و هم روی دو پای خود راه می رفت. اسکلت این موجود داری ویژگی های Ape های قدیمی و صفت هایی است که مختص موجودات انسان-گونه هاست که بعدها زندگی می کردند را نشان می دهد. حتی اگر این موجود از اجداد مستقیم ما انسانها در درخت (شاخه) فرگشت نباشد بازهم اطلاعات جالبی در مورد چگونگی فرگشت ما انسانها از اجداد مشترک انسان ها و شامپنزه ها در اختیار ما قرار می دهد.



این فسیل بسیار مهم، اسکلت زنی است که بطور خلاصه آردی (Ardi) نامیده شده است.

مطلب ترجمه مختصری از خبری در بی بی سی انگلیسی است. در ضمن گاردین هم ویدیو و مصاحبه های مرتبط را دارد اما برای اطلاعات دقیق تر بهتر است که به sciencemag سر بزنید که گزارش ویژه در این مورد تهیه کرده و بطور رایگان می توانید به این گزارش دسترسی داشته باشید.

Monday, September 28, 2009

فیلم حلقه گمشده - The Link

حتما بخاطر دارید که خبر "حلقه گمشده پستانداران اولیه" چه جنجالی در جهان علم به پا کرد.



فیلم مستند ای تهیه شده به نام The Link درباره ایدا (Ida) فسیل 47 میلیون ساله و نتایج تحقیقات محققین که بر روی این فسیل به مدت 2 سال بررسی و مطالعه کردند را به نمایش می گذارند.

منتقدین داروین همیشه از او می خواستند که فسیلی ارائه بده که نصف بدنش انسان باشد و نصف دیگر بدنش Apes باشد تا آنها را قانع کند که فرگشت واقعیت دارد. داروین پیش بینی کرده بود که همچین موجوداتی می بایست وجود می داشته اند اما در آنزمان داروین نتوانست چنین فسیلی را پیدا کند. تا زمانیکه فسیل Lucy پیدا شد و صحت پیش بینی داروین مشخص شد. و ایدا نیز تکمیل کننده این زنجیره فرگشت است.

مهمترین کشف حاصل از ایدا این بود که رابطه ما انسانها را با Apes، میمون ها و نخستی ها (primates) را در فرگشت نشان می دهد و در نتیجه رابطه ما با دیگر جانوران در زنجیره (یا درخت) فرگشت را مشخص می کند.



من دیدن این برنامه که در حدود یک ساعت تهیه شده را به شما توصیه می کنم. برای دیدن باقی فیلم بر روی قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت چهارم، قسمت پنجم و قسمت ششم (آخر) کلیک کنید.

در ضمن با دیدن این برنامه متوجه می شویم که تجارت سیاه در مورد فسیل ها نیز رایج است و این باعث می شود که فسیل های بسیاری از دست دانشمندان بدور بماند که این باعث تاسف است.


توضیح: دانشمندانی که در زمینه ماقبل تاریخ مطالعه می کنند به عنوان دیرین شناس (Paleontologist) نامیده می شوند.

لینک های کمکی:
اگر به YouTube دسترسی ندارید از این لینک برای دیدن این فیلم می توانید استفاده کنید.
و همچنین می توانید تصویر کامل و بزرگی از این فسیل را دریافت کنید.

Monday, September 21, 2009

آیا درک فرگشت برای بعضی ها سخت و یا غیر ممکن است؟!

با یکی از دوستان صحبت می کردیم که ایشان پرسید "شما که در مورد فرگشت توضیح می دهید و و همه شما ها (نخواستند من را مستقیم خطاب کنند) که با استناد به آن می گوید که خدا موجودات را خلق نکرده و احتمالا به همین دلیل ایمان ندارید (به من خیلی احترام گذاشتند که نگفتند کافر :-) )....توضیح بدهید که پس چرا اینهمه مخالفت صورت می گیرد و خیلی ها هنوز نمی پذیرند؟"

پاسخ من به سوال فوق این بود که چیری شبیه این بود:

ابتدا اینکه باید عرض کنم دو گونه مخالفت داریم. یک نوع مغرضانه است که مذهبیون انجام می دهند یعی حتی با داشتن آگاهی قصد دارند مردم را در ناآگاهی نگه دارند و نوع دوم، در اثر ناآگاهی است. در نوع اول، باید عرض کنم حتی کلیسای کاتولیک پس از مشاهده تمامی شواهد فرگشت مجبور به پذیرش درستی این موضوع شد (البته کلیسای کاتولیک امروزه سعی بر این دارد که توجیح کند که خدا این چرخه فرگشت را خلق کرده!) و اگرچه این پذیرش بطور شرطی انجام شده اما قدم اولیه مناسبی است و البته زمان زیادی می برد که به همین اندازه هم کشورهای اسلامی فرگشت را بپذیرند.

اما توضیح فرگشت برای کسانی که اطلاع ندارند و اطلاعات کاملی ندارند. فرگشت، تغییرات در سطح ژنتیکی موجودات زنده است که از یک نسل به نسل بعدی منتقل می شود اما تغییرات بوجود آمده در یک نسل بسیار ناچیز است که با چشم طبیعی ما قابل دیدن نیست اما در طول زمان، تغییرات کوچک در هر نسل، رویهم رفته تغییر واضحی در جمعیت موجودات زنده ایجاد کرده است و خواهد کرد.

ما انسانها چون بطور متوسط 70 تا 80 سال عمر می کنیم عملا قادر نیستیم که تغییرات ژنتیکی حاصل از فرگشت در موجودات زنده را در طول حیات خودمان ببینیم و این مسئله ممکن عملا باعث بشود افرادی که مطالعه ندارند در پذیرش فرگشت دچار مشکل شوند. البته امروزه بعضی از غذاهایی که من و شما میل می کنیم، توسط دانشمندان بیوتکنولوژی (و یا مهندسی ژنتیک)، تغییرات ژنی (genetically modified) بر روی آنها اعمال شده است.

دیگر برای ما سخت نیست پذیرش تغییرات ژنتیکی که بطور طبیعی در طی هزاران و میلیون ها سال در موجودات زنده اتفاق می افتاده است و همچنان ادامه خواهد داشت، چون امروزه بشر با استفاده از علم، تغییرات ژنتیکی مورد نظر را در کوتاه ترین زمان ممکن در دانه های (seed) غذاهایی که ما می خوریم ایجاد می کند تا ویژگی های مورد نظرش را به آنها اضافه کند. بطور مثال ذرت هایی که نه تنها در مقابل حشرات مقاوم هستند بلکه با ایجاد سم، آنها را نابود می کنند. یا برنجی که ویتامین A بیشتری دارد و یا گوجه هایی که دیرتر فاسد می شوند (می دانید که گوجه بطور طبیعی زود فاسد می شود).

البته باید خدمت شما عرض کنم که این تغییرات فقط بطور خاص بروی محدوده خاصی از جانداران انجام می شود اثرات سوء بر طبیعت خواهد داشت. بطور مثال حشراتی که در مقابل ذرت های مسموم کننده قرار می گیرند پس از چند نسل در مقابل این سم مقاوم می شوند و نه تنها این سم بر روی آنها اثر نمی کند بلکه سمپاشی هم اثری نخواهد داشت. در طبیعت این روند تغییرات بطور طبیعی در زمان بسیار طولانی بر روی موجودات زنده اتفاق می افتند و همه موجودات وابسته نیز تغییرات خواهند داشت اما تغییرات ژنتیکی که ما فقط بر روی یکسری از موجودات انجام می دهیم، اثرات سوء برجای خواهند گذاشت.

انگار از بحث مان دور شدیم، نوشتم که چون تغییرات ژنتیکی بطور طبیعی هزاران و میلیون ها سال زمان می برد که در یک جامعه جاندار خودش را نشان بدهد و ما انسانها به اندازه کافی عمر نمی کنیم که آن تغییرات را خودمان ببینیم، ممکن بود که درک این موضوع سخت بوده باشد اما امروزه با مطالعه و تحقیق آثار دانشمندان می توانیم این مسئله را درک کنیم و همانطور که نوشتم با مشاهده تغییرات طبیعی در موجودات و علوم زیست شناسی، دانش ما انسانها به اندازه ای پیشرفت کرده که حتی غذاهای ما توسط مهندسی ژنتیک تغییر داده شده اند.

کارل سگان ستاره شناس، شیمی اخترشناس (astrochemist) و نویسنده معروف ویدیوی جالب و بسیار ساده ای در شرح این موضوع (از دیدگاه یک اخترشناس) از خود برجای گذاشته:



ممکن پس از دیدن این ویدیو، مطالعه "شروع حیات بر روی زمین" کمک بیشتری کند.

در ضمن ممکن که سوال فوق را از شما هم پرسیده باشند، خوشحال می شوم که پاسخ های شما را هم مطالعه کنم.


توضیح: در مورد غذاهایی که تغییر ژنتیکی داده شده اند کافیست که genetically modified foods را جستجو کنید البته این غذاها با نام اختصاری gm foods هم شناخته شده اند.

Monday, September 14, 2009

ما، میمون ها و انتخابات ایران

پس از پست قبلی چند تا ایمیل دریافت کردم و کامنت در سایت های مختلف که باید به آنها، پاسخ بدهم.

یکی در مورد مطلب قبلی، که عنوان آن این بود "ما انسانها میمون هستیم". نه، ما انسانها میمون نیستیم و آن مطلب فقط به عنوان طنز مطرح شد. بعد از مدتی که نبودم حدس زدم که آن مطلب، پس از مدتها ننوشتن، ممکن است که باعث نشاط خاطر شما بشود که ظاهرا باعث سوء تفاهم شده بود.

ما انسانها با همه حیوانات و گیاهان اجداد مشترک داریم. در تصویر زیر درخت زندگی دیده می شود که ما انسانها یکی از موجودات این درخت زندگی هستیم و همانطور که می بینید با بقیه موجودات این درخت زندگی، اجداد مشترک داریم. و به دلیل تشابهات ژنتیکی که حاصل از اجداد مشترک بوده، خصوصیات مشترک زیادی بین ما و بقیه موجودات وجود دارد. در مواردی این تشابهات آنچنان زیاد است که ما را به شگفتی وا می دارد، همانند شباهت انسانها و شاخه ای از میمون ها (Apes).

برای دیدن تصویر بزرگتر اینجا کلیک کنید

این توضیحات را نوشتم که ابتدا رفع سوء تفاهم کنم از دوستان عزیزی که با دقت مطالب این وبلاگ را دنبال می کنند و هر نکته ای را که به ذهنشان می رسد مطرح می کنند و من از این بابت خیلی خوشحال هستم و متشکر.

و دلیل دیگری هم که باعث شد من آن تیتر را برای مطلب قبل انتخاب کنم این بود که متوجه شدم یکسری افراد متعصب مذهبی در شبکه های اجتماعی سعی بر این دارند که ما آئتیست ها را به عنوان کودتاچی معرفی کنند. لازم به توصیح است که در مدت پس از انتخابات و فجایع پیش آمده، من شخصا سعی کردم کمتر اینجا مطلب بنویسم (میدانم که خیلی از دوستان دیگر هم همین رویه را در پیش گرفتند) و بیشتر میدیدم که همه از پیر و جوان حس و شور خاصی در جهت احقاق رای هاشون داشتند، من هم شخصا حمایت کردم و همچنان می کنم. اما متاسفانه افراد فوق العاده متعصب مذهبی در بین اینها هستند که اگرچه تعدادشون زیاد نیست اما سعی بر خفقان صداها و تفکرات غیر همسو با مذهب را دارند. اینها عموما بازمانده های آخوندهایی هستند که منافعشون را در این گیر و دار در خطر می بینند.

البته باید اشاره کنم که تعداد زیادی از افرادی که در صف اول تظاهرات بودند، عموما جوانها و نوجوانهایی بودند که تصور چندانی از دین و مذهب نداشتند (حتی بطور مثال نمی دانستند که در نماز جمعه هاشمی، چطور باید نماز خواند) و بیشتر خواهان حکومت سکولار هستند اما متاسفانه تا حدی گروهی از مذهبیون، سعی در هدایت مردم دارند. عقاید من به عنوان یک آئتیست انسانگرا به من الزام می کند که در خدمت همنوع ام باشم و آرمانهای انسانی برای من بالاترین آرمانی است که ارزش وقت گذاشتن را دارد. و اگرچه من با مذهبیون هیچ سنخیتی ندارم، اما همچون گذشته در پروسه کسب حق و حقوق شان در مسئله انتخابات ایران همچنان کمک و همراهی خواهم کرد اما اجازه نخواهم داد که گروه های افراطی مذهبی با تفکرات متحجر مذهبی خود، دوباره مانعی برای آزادی بیان و خردگرایی شوند.

به همین دلیل لازم می دانم که سکوت نکنم و از شما دوستانی که فعالیت تان را متوقف کردید، خواهش می کنم که دست از سکوت بردارید که در ازای سکوت ما، افراطی های مذهبی بطور مستقیم و غیر مستقیم، و مدام، به خرد و آزادی بیان لطمه جبران ناپذیری می زنند.

بهرحال من پس از مشاهده این مسئله بر ان شدم که بطور جدی این وبلاگ را فعال نگه دارم و بدون شک بر همراهی و همکاری بیدریغ شما، حساب می کنم. در ضمن من با خودم قرار گذاشتم که در این وبلاگ فقط در مورد بحث های علمی و خبررسانی در زمینه های مرتبط با موضوع این وبلاگ که ما را آگاه تر کند، مطلب بنویسم و یا ترجمه کنم بنابراین از اینکه تا حدودی در این مطلب (پست) از موضوع اصلی فاصله گرفتم، عذر خواهی می کنم.

با تشکر،

فریبرز شمشیری


منبع عکس درخت زندگی: یک صفحه سه بعدی است که با حرکت ماوس اطلاعت جالبی در مورد جانداران در اختیار شما قرار می دهد. برای دیدن این صفحه یک مقدار باید حوصله کنید.



Friday, September 11, 2009

ما همه میمون هستیم

ما انسانها یکی از موجودات از شاخه حیوانات هستیم که عموما باور نداریم که ما هم یک نوع حیوان هستیم. البته این تصور در بین زیست شناسان بندرت وجود دارد. متاسفانه در بین عوام و بالخص مذهبیون که اعتقاد دارند خدایی (بماند که هر کدام از این ادیان برای خودشان خداهای متفاوتی دارند) آنها را متفاوت آفریده و به عنوان اشرف مخلوقات (!) این تصور به فراوانی دیده می شود.

ویدیو زیر با زبان طنز این مسئله را بررسی می کند. این ویدیو را به همه دوستان توصیه می کنم.



بخشی از متن به زبان اصلی را کپی می کنم و البته صدای ویدیو را هم اینجا گذاشتم برای دوستانی که به اینترنت پرسرعت دسترسی ندارند.


....So the monkeys worry.
The monkeys worry about everything,
but mostly about what all the other monkeys think.
Because the monkeys desperately want to fit in
with the other monkeys.

Which is hard to do,
because a lot of the monkeys seem to hate each other.
This what really separates them from the other animals.
These monkeys hate.
They hate monkeys that are different.
Monkeys from different places,
monkeys who are a different color-

You see, the monkeys feel alone.
All six billion of them.

Some of the monkeys pay another monkey
to listen to their problems.

Because the monkeys want answers
and the monkeys don't want to die.
So the monkeys make up gods
and then they worship them.
Then the monkeys argue
over whose made-up god is better.
Then the monkeys get really pissed off
and this is usually when the monkeys decide
that it's a good time to start killing each other.

So the monkeys wage war.
The monkeys make hydrogen bombs.
The monkeys have got their whole fucking planet
wired up to explode.
The monkeys just can't help it.



منبع: ernestcline.com

Thursday, May 21, 2009

حلقه گمشده پستانداران اولیه






ایدا (Ida) نام فسیل کشف شده است که در واقع دانشمندان حدس می زنند که این موجود، حلقه گمشده پستانداران اولیه همانند میمون ها (monkey)، بزرگ میمون ها (Ape) و اقوام دور انسانها است.

برای دوستانی که هنوز تردید دارند که انسان توسط خدا خلق شده مطلب قبلی با عنوان "شروع حیات بر روی زمین" را توصیه می کنم که مطالعه کنند.