"زمانی بود که همه مردم به خدا اعتقاد داشتند و کلیسا حکمفرمایی می کرد. آن زمان قرون وسطا (سده های تیره) نامیده میشد."
- ریچارد لدرر
- ریچارد لدرر
"There once was a time when all people believed in God and the church ruled. This time was called the Dark Ages."
- Richard Lederer
- Richard Lederer

9 comments:
سلام لوتي.
بذارين من هم يك كم تو مايه هاي شما برم البته به شيوه خودم.
"زمان الان ايران که همه مردم به خدا اعتقاد دارند و مسجد حكمفرمايي ميكند اين دوران دوران قهوه اي ايران ناميده ميشود.
This time was called the Brown Ages."
پيدا كنيد پرتقال فروش رو.
ببخشين از ادب خارج شدم ولي رنگ مشابه ديگري پيدا نشد كه نشد.
طرفدار واقعي جواد(ته جهنم)
زت زياد..
جهنمی وجود نداره رفیق!
بسیار عالی می نگاری
مرتبط :
http://www.dast-neveshte.blogsky.com/1387/09/07/post-31/
منطقیون به این میگند مغالطه. این درسته که در اون زمان کذایی همه مردم به خدا اعتقاد داشتند و این هم درست هست که کلیسا در اون زمان حکمرانی میکرد و اتفاقا این هم کاملا درست است که اون زمان زمان تاریک و وحشتناکی بوده ولی نکته مهم اینه که تاریک بودن اون زمان به خاطر اینه که کلیسا حکمرانی میکرد نه به خاطر این که همه مردم به خدا اعتقاد داشتند. این از شناخته شده ترین و بچه گانه ترین انواع مغالطه است.
جناب Anonymous من براتون در بالاترین هم نوشتم که شما چون نمی توانید (و یا نمی خواهید) مسئله را بدقت بررسی کنید بدنبال مغالطه می گردید، من براتون به جزء مشخص می کنم که اعتقاد به خدا چگونه به تاریکی و جهالت کمک میکرده در یک چارت:
اعتقاد مردم به خدا -> آنها را به کلیسا می کشاند -> آنها از کلیسا حمایت می کردند -> کلیسا قدرتمند شد -> قدرت کلیسا باعث سرکوب آزادی عقیده و افکار شد -> در نتیجه جامعه در جهل و بدبختی باقی ماند
و این لوپ تکرار میشود.
آقای یاسر کمالی نژاد
ممنون، شما لطف دارید. ما که نتوانستیم آدرسی از شما بیایم تا در تماس باشیم اما شما آدرس ما را بردارید و با ما در تماس باشید.
سپاسگذارم
شما تقریبا دارید همه انواع مغالطه را در بحث هایتان داخل میکنید. این استدلال جدیدتان که میگویید:
«اعتقاد مردم به خدا -> آنها را به کلیسا می کشاند -> آنها از کلیسا حمایت می کردند -> کلیسا قدرتمند شد -> قدرت کلیسا باعث سرکوب آزادی عقیده و افکار شد -> در نتیجه جامعه در جهل و بدبختی باقی ماند
و این لوپ تکرار میشود.»
اسمش هست مغالطه تک دلیلی یا به انگلیسی fallacy of the single cause و این مغالطه به استدلال هایی اطلاق میشود که در آن یک جریان پیچیده چند دلیلی را بیش از اندازه ساده میکنند. شما هم دارید جریان قدرتمند شدن کلیسا را و همین طور جهل و بدبختی جامعه را بیش از اندازه ساده کرده و در حد یک دلیل پایین میاورید.
اشتباه می کنید. شما می تونستید بحث fallacy of the single cause را برای عبارت اصلی استفاده کنید اما نه برای جایی که نوشتم:
اعتقاد مردم به خدا -> آنها را به کلیسا می کشاند -> آنها از کلیسا حمایت می کردند -> کلیسا قدرتمند شد -> قدرت کلیسا باعث سرکوب آزادی عقیده و افکار شد -> در نتیجه جامعه در جهل و بدبختی باقی ماند
و این لوپ تکرار میشود.
اگر بخواهیم عوامل دیگر را هم مطرح کنیم نیاز به چارت بزرگتری هست که در بالاترین نمی توان رسم کرد.
شما باید تمام مطلب را کپی می کردید که نشون میداد من ساده ترین حالت را در چارت نشان دادم اما اشاره کردم که عوامل دیگری هم وجود دارد...اگر من اشاره ای نمی کردم، در آنزمان بحث شما صحیح بود.
نکته: مهمترین نکته را در بحث کردن فراموش کردید، پیش از اینکه شما بتوانید از fallacy ها نتیجه بگیرید که بحثی fallacy است یا خیر شما باید alternative های دیگر اون بحث را مطرح کنید، اگر شما بحثی خودتون ندارید، مطرح کردن اینکه این بحث فلان fallacy است، نادرسته!
چه دانشمندایی
Post a Comment