Tuesday, December 9, 2008

اگر خدا وجود ندارد، پس هدف از زندگی ما چیست؟!

معمولا مذهبیون در یافتن دلیل برای اثبات وجود خدا، راه به جایی نمی برند این پرسش معروف را مطرح می کنند "اگر خدا وجود ندارد، پس هدف از زندگی ما چیست؟!"

این سوال خود نادرست می باشد بدین دلیل که هدف از زندگی یک فرد معنی و مفهوم دارد اما هدف از زندگی ما (مردم) نادرست می باشد. هدف هر کسی از زندگی می تواند هر آنچه باشد که خود انتخاب و اختیار کند. این هدف می تواند برای شخصی تا شخص دیگری کاملا متفاوت باشد، کسی می تواند موسیقی را هدف خود قرار دهد، دیگری نجوم یا ریاضیات و یا حتی تفریح و یا سکس. همه این موارد می توانند هدف افراد برای زندگی باشند. همانطور که میدانید هدف از زندگی در دورانهای مختلف سنی نیز متفاوت هستند (یا می تواند باشد) شما در 15 سالگی هدف خاصی دارید و در 25 سالگی هدف دیگری. پس همانطور که می بینید، هیچ هدف پیش فرض شده ای برای انسانها وجود ندارد، هر شخصی خود هدف زندگیش را مشخص می کند.

در این ویدیو کریستوفر هیچنز (Christopher Hitchens) در جواب این سوال به شوخی پاسخ می دهد: نگاه پیروزمندانه بر بدبختی مردم، نوشیدنی الکلی (Gin in the Campari is a cocktail)، خامه در قهوه (Cream in the coffee)، سکس و بعد مرگ.

پس اگر کسی هدف زندگی خود را سکس انتخاب کرد و یا تئاتر، موسیقی، معماری و یا تفریح در سواحل جنوبی، مطمئن باشید این هدف زندگی اوست و خدایی وجود نداشته است (از روز اول) که هدف خاصی را برای افراد دیکته کرده باشد. بنابراین از زندگی خود لذت ببرید.


25 comments:

Haray said...

اگر باور داشته باشیم که خدایی وجود ندارد راحتتر زندگی می کنیم .حوادث را انطوری که هست قبول میکنیم و به گردن خدا نمیندازیم حتی اگر به ضرر ما باشد. دنبال چرایی نبود عدل مذهبی در جامعه نمی گردیم و ما هم تلاش میکنیم که مادی زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم. نبود خدا بر من آرامش میدهد تا بودنش .اگر دنبال توجیه کارهای غیر عقلی خداوند نباشیم خدای مذاهب در صورت وجود خیلی بیشعور است. یک نمونه اش قانون خوردن و خورده شدن موجودات توسط همدیگر است در حالیکه می توانست این طوری نباشد. مثلا همه مستقیمااز خاک میخوردند وبه خاک بر میگردانند.

houshang bikhoda said...

بدون خدا هم میشود زندگی کرد تنها کافیست به وجود خود اعتقاد داشته باشید .چرا باید بدنبال دلیل باشیم همین که از بین این همه موجود انسان شدیم کلاء بسمان است تمام.

Anonymous said...

دوست عزیز سلام
گمان میکنم موضوعی که انتخاب کرده اید بسیار خوب ، قابل تامل وآموزنده است اما دقت کنید که درباره آن دچار ساده انگاری نشوید. تئوری "خدا" صرف نظر از درستی یا نادرستی آن واجد کارکردهای مهم روانی و اجتماعی است و لذا باید به ویژه از منظر "کارکردگرایی" مورد مطالعه قرار گیرد. پاسخ شوخ طبعانه هیچ کسی از اهمیت این تئوری در نظر و عمل نخواهد کاست. ضمنا برای مطالعه مجموعه ای مهم از برهانهای فلسفی در اثبات و ابطال فرضیه "خدا" شما را به مطالعه مجموعه مکاتبات زنده یادان علامه جعفری و برتراند راسل دعوت میکنم. رک. تکاپوگر اندیشه ها /ج اول / بنیاد نشر آثار علامه جعفری
شاد باشید و شاد کام

eado said...

شاید زندگی بدون خدا آرامش بیشتری در ظاهر داشته باشد ولی من به شخصه در زمانی که بدون خدا بودم همیشه این که خب که چی الان زنده ایم و یا این که خب الان بمیرم یا 100 سال دیگه چه فرقی می کنه یا این که زمانی که برم سختی زندگی باشه بمیرم الان بهتر نیست ؟؟
پس می بینی که نبودن خدا در صورتی که مدام خودت رو گول بزنی خیلی خوب به نظر می رسه
این ها دلیل برای این که بدون خدا بودن مشکلی رو حل نمی کنه هست
صرفا این که خودت رو گول بزنی نوعی اندیشه ی ترسوانست
حالا جدا از این چرا تفکر در مورد خدا به نظر اجباریه
چون احتمال وجود داره که خدا وجود داشته باشه و اگه داشته باشه یه سری کارا مثل سکس از نظر خدا گناه محسوب می شه پس اینجا در نظر نگرفتن مفهوم خدا به ریسک می انجامه که به نظر این ریسک با وجود پیامد ها خیلی بی عقلیه
پس تا زمانی که اطمینانی بر عدم وجود خدا حاصل نشده انجام ریسک دیوونگی محض تلقی می شه

Anonymous said...

شمایی که کامنت بالا را گذاشتید، واژه "بدون خدا" واژه نادرستی هست....چون خدایی وجود ندارد که شما باهاش باشید یا نباشید....شما در تصورتان و خیالاتتون یک چیزهایی را می سازید و ستایش و پرستش می کنید....و اسمش را خدا گذاشتید....در دلتون خوشحال هستید....خب باشید....اما این ثابت نمی کند که خدایی وجود دارد! شما دوست دارید خودتان را گول بزنید....خب بزنید....خیلی مواقع چشم های ما هم دچار خطا می شوند اما متوجه خطا نیستند....در طبیعت مثال های زیادی وجود دارد....

در ضمن با کمال اطمینان عرض می کنم شما هیچ وقت با عقل و منطق نتوانستید زندگی کنید، چون اگر می توانستید....مطمئنا نیازی به خدای تخیلی ساخته و پرداخته ذهنتان نداشتید!

احتمالات تخیلی خودتان را هم لطفا برای خودتان نگه دارید....و هر زمانی که مدارک مستند علمی برای اثبات چیزی داشتید، ما در خدمت شما هستیم.

ریسک های تخیلی برای احتمال های تخیلی....ها ها ها...جوک احقمانه ای بود

Anonymous said...

دوست من اگه شما بیشتر از دانشمندان پیشینه ی ما میدونید، وفکر میکنید که اونها در اشتباه بودند، خوب نوشته های اونها رو به چالش بطلبید!!


به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهی بر شده پیکرست

به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست
میان بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی
در اندیشهی سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی
ز گفتار بیکار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخنگاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست

*فردوسی*

Anonymous said...

^^ دوست عزیز

فردوسی دانشمند نبود! (فقط محض اطلاع شما)

فردوسی شاعر بود! و شعرا و ادیبان تحت تاثیر شرایط محیطی خود هستند.

شما سعی کنید با مستندات علم به اثبات حقایق بپردازید نه با شعر!!!! (البته من شخصا از شعر لذت می برم اما فقط به عنوان شعر، نه حقیقت و یا مستند علمی!)

Anonymous said...

عجب بحث جالبی...خوشم میاد از جواب های منطقی و علمی که به این سوال ها داده میشه! بعد از مدتها یک بحث جالب دیدیم

Anonymous said...

با درود. من که اصلا به خدا اعتقادی ندارم به نظر من خدا ساخته ذهن یک مشت ادم ابتدائی و بی سواده که همیشه مشکلات و حوادث را خواست او میدانند برای ارامش خودشون . خدا کیست و از کجا امده مگر علمی است کسی یا موجودی از ازل بوده باشد و این همه علم و قدرت داشته باشد؟ اصلا باور کردنی نیست
سید محمد حسینی از شیراز

Anonymous said...

شما که اینقدر منطقی هستید، میتونید مسئله خلقت جهان رو توضیح بدبد؟
جهان با این نظم و هماهنگی همینطوری درست شدهیا خالق داره؟
آیا پذیرش وجود بی دلیل بی نهایت چیز راحت تره (جهان و هرچه در اونه) یا یک خالق یکتا؟
اگر بی نهایت چیز چرا الان اونو باور ندارید و اگه چیزی (مثل کامپیوتر) ببینید سریع به فکر اینکه سازندش کیه می افتید؟

UnKhnown said...

شما که اینقدر منطقی هستید، میتونید مسئله خلقت جهان رو توضیح بدبد؟
جهان با این نظم و هماهنگی همینطوری درست شدهیا خالق داره؟
آیا پذیرش وجود بی دلیل بی نهایت چیز راحت تره (جهان و هرچه در اونه) یا یک خالق یکتا؟
اگر بی نهایت چیز چرا الان اونو باور ندارید و اگه چیزی (مثل کامپیوتر) ببینید سریع به فکر اینکه سازندش کیه می افتید؟

Fariborz said...

خلقتی وجود نداشته و ندارد. وقتی شما از کلمه خلقت استفاده می کنید بدین معنی است که آن چیز خلق شده! خلق شدن نیاز به خالق دارد که هیچ مدرکی برای اثبات همچین ادعایی وجود ندارد. بنابراین این ادعای خلقت و خلق شدن، ادعای بدون مدرک و شواهد است بنابراین ادعای بی ارزشی است.

ببینید به احتمال زیاد چون شما فکر می کنید که فقط این جهان وجود دارد و در این جهان کره زمین قابل سکونت هست که ما انسانها در اینجا ساکن شده ایم، بنابراین این جهان خلق شده برای ما و ... یا یک همچین چیزی، اما اینطور نیست. فقط کافیست که فکر کنید همه چیز به ما محدود نمی شود آنوقت می توانید وسیع تر به این جهان بنگرید.

تئوری ریسمان ها به موضوع جهان های موازی می پردازد و این موضوع را بررسی می کند که جهان ها (universe) ی موازی وجود دارند و جهان ها بطور مداوم در حال ایجاد شدن هستند. هنوز بطور کامل جواب نداریم اما این موضوع باعث نمی شود که خودمان را راحت کنیم و برای خودمان تخیل کنیم که یک موجودی تخیلی با قدرت مافوق تصور ما این جهان را ساخته!!!
این مسائل باید با دیدگاه علمی نگریسته بشود. کافیست کمی تصور کنید که ملت بجای اینکه در علم پزشکی مطالعه و تحقیق کنند برای مداوا، به خدای تخیلی شان متوصل می شدند. بیشتر جمعیت انسانی می مرد!

"جهان با این نظم و هماهنگی همینطوری درست شدهیا خالق داره؟"
کدام نظم و هماهنگی؟!!! اگر نظم و هماهنگی بود که نباید زلزله می آمد و شما را بی خانمان می کرد، یا فرزندی ناقص الخلقه بوجود می آمد، یا نگران از برخورد شهاب سنگ و نابودی بشر از روی کره زمین، یا نگران خاموش شدن خورشید و انرژی خورشیدی می شد، و یا اتمام انرژی سوختی مورد استفاده ما در کره زمین! می بینید؟ با چند مثال ساده نشان دادم که نظم و هماهنگی تصوری شما، وجود خارجی ندارد.

"آیا پذیرش وجود بی دلیل بی نهایت چیز راحت تره (جهان و هرچه در اونه) یا یک خالق یکتا؟"

آیا سادگی پذیرش چیزی به معنای درست بودن آن است؟
بنظرم خیلی ساده است که ما براحتی رویاهایمان را باور کنیم اما تاثیری در واقعیت ندارد. شما در رویاهاتون می توانید هرچه که می خواهید باشید، اما در عالم واقعیت همان هستید که بودید.
متوهمان ذهنی که در بیمارستان بستری هستند هم باورهای ذهنی شان را براحتی و بدون هیچ مدرک و دلیلی قبول کردند. وقتی وضعیت زندگیشان وخیم شد، خب دیگران آنها را بستری کردند!

"وجود بی دلیل بی نهایت چیز"

بی دلیل نیست، یعنی شما اگر مطالعه کنید بطور علمی می توانید شرح بوجود آمدن مواد را بدانید. پس بی دلیل نیست، بوجود آمدنشان در یک پروسه است و با دلیل.

"اگر بی نهایت چیز چرا الان اونو باور ندارید"
من متوجه این جمله نمی شوم، ممکن دقیقا شرح بدهید.

"اگه چیزی (مثل کامپیوتر) ببینید سریع به فکر اینکه سازندش کیه می افتید؟"

این بحث قدیمی است که پاسخ اش داده شده است. اما شما را هم بی پاسخ نمی گذارم.
در منطق وقتی شما بواسطه مقایسه بین دو چیز سعی در اثبات دارید، حداقل بین آن دو چیز باید شباهت وجود داشته باشد، هرچند که در بحث فلسفی استدلالی، اینگونه بحث کردن سفسطه است. یک کامپیوتر، یک ساعت و ... را شما نمی توانید با جهان مقایسه کنید. مثلا شما هیچ وقت یک نهنگ را با یک میخ نمی توانید مقایسه کنید! فقط جهان را می توان با جهان مقایسه کرد که ویژگیهای یکسانی دارند.

Fariborz said...

اما بگذارید از زاویه دیگری به این پرسش هم نگاه کنیم که بعدا مدعی نشوید که شما را بدون پاسخ گذاشتم :)

ما بطور پیش فرض می دانیم که چیزی مثل کامپیوتر توسط بسیاری از انسانها در طی سالها و آهسته و با تغییرات کوچک به شکل امروزی خود درآمده است. شاید بتوان گفت که کامپیوتر امروزی حاصل فرآیند فرگشتی تکنولوژیکی طولانی انسانها بوده است.

اجسام پیچیده، از اجزای بسیار ساده و در طول زمان بوجود می آیند. بنابراین اینکه چیزی بنظر پیچیده برسد، دلیلی بر اینکه آن چیز، آفریننده ای داشته باشد نیست.

حال اگر فرض کنیم که شما می خواهید نتیجه بگیرید که چیزهای پیچیده مثل کامپیوتر می باید خالق هوشمند و به مراتب پیچیده تری داشته باشد بنابراین جهان نیز خالقی دارد (از نظر شما)! از شما خواهم پرسید که بنابر همین استدلال که هرچیز پیچیده ای خالق هوشمند و پیچیده ای دارد، این خالق (فرضی) جهان نیز باید خالق پیچیده تر و هوشمند تری داشته باشد.

پس می بیند که این منطقتون نیز راه بجایی نمی برد.

براتون یک استدلال دیگر هم می آورم با فرض اینکه آن خدای متصور شده شما که خالق همه چیز است وجود داشته باشد:
1. خدای قادرمطلق و عالم مطلق و سخاوتمندمطلق (فرض شما) موجوداتی را خلق می کند که طراحی مناسبی دارند.
2. این موجودات زنده ویژگیهای غیرمناسب دارند. مثلا نقص در طراحی چشم (مثل نقطه کور)، دندان، کمر، و اعضای تناسلی انسان. در بقیه موجودات هم اشکالات بسیاری وجود دارد.
3. بنابراین با وجود این ایرادات می توان گفت که طراحی هوشمندی وجود نداشته است و بنابراین خالق هوشمندی هم در پس پرده نبوده است.

من چندین مورد استدلال براتون آوردم و حالتهایی را که مسیر سوال مطرح کردن شما در پی داشت را نیز من در نظر گرفتم و پاسخش را براتون آوردم.

Anonymous said...

علت وجودخیلی چیزهادر طول زمان مشخص میشه که به علت نقص نسبی بشر است
نقص یک جنین هم به رفتار پدر و مادرش که مسوول او در این دنیا هستند برمیگردد
ممکن است مادر دارویی نامناسب خورده و یا سن پدر بالا بوده و مثالهایی دیگر
مگر میشود با قبول نداشتن خدا به ارامش رسید؟

Anonymous said...

ضمنا نقطه کور چشم محل خروج عصب بینایی است

Anonymous said...

ضمنا نقطه کور محل خروج عصب بینایی است

Niloo said...

واقعا مسخره است چقدر شما احمق و ساده هستيد شايد همه ي اين حماقت ها به خاطر بي سواديتونه خطاب من به شما منكرين خداست :شما براي راحتي خودتون ،براي ارضاي تمايلات جنسيتون براي هوسرانيتون تمام علوم و تمام نظام جهان رو زير سوال مي بريدحيوانات هم ،به اندازه ي شما راحت طلب نيستند بدون هدف پيوستگي ،ارتباط و هماهنگي معنا ندارد و اساسا مجموعه ي داراي نظام شكل نمي گيرد .همكاري و پيوستگي و نظام همواره براي آن است كه به هدف معيني منجر شود و به سرانجام روشني برسد.
در اينجابا سه فرض مواجه هستيم :
1- همه ي اين هماهنگي ها و همكاري ها خودبه خود وبدون نقشه ي قبلي اتفاق مي افتند.كه قانون پايستگي و قانون احتمالات رياضي اين فرضيه رو رد كرده است(اميدوارم چيزي از رياضي و فيزيك سرتون بشه)
2-خوداجزا از اين آگاهي برخوردارند و متناسب با آن هدف گرد هم مي آيند و همكاري را آغاز مي كنند.كه نظريات داروين و علم زيست شناسي به راحتي مي تونه اين فرضيه رو رد كنه(اميدوارم چيزي از زيست شناسي و علوم پزشكي به جز سكس سرتون بشه)
3-وجودي آگاه و مدبر و حكيم ابتدا هدف را در نظر مي گيرد و متناسب با آن اجزا را به وجود مي آوردو با طرح و نقشه و برنامه ي معين همكاري ها را شكل مي دهدتا هدف و غايت محقق شود.كه تا الان هيچ علمي توانايي رد اين فرضيه را نداشته است...
.
.
.
اميدوارم تا دير نشده به خودتون بياييد تا حالا هيچ كسي از روابط جنسي سالم و رعايت اخلاقيات و همچنين فكرررررركردن نمرده.

رسول said...

خدا هست

Fariborz said...

نیلو: در پاسخ به قسمت مطلب اولتان من در مطلب فوق نوشتم: "کسی می تواند موسیقی را هدف خود قرار دهد، دیگری نجوم یا ریاضیات و یا حتی تفریح و یا سکس"

من دقیقا به عمد این کلمه سکس را اضافه کردم. هیچ نیازی وجود نداشت این کلمه آنجا باشد اما از آنجا که می دانستم تفکرات مسلمانان مذهبی، در این کلمه است و نگرانی ویژه ای در ظاهر نسبت به این کلمه و سکس بطور کلی دارند اما در باطن "آن کار دیگر می کنند" این کلمه را نوشتم تا ببینم چه کسی از این کلمه سوء استفاده می کند.

خیلی خوشحالم که می بینم درست حدس زده بودم و شما بین تمامی اهدافی که انسان برگزیند که در مطلب بوضوح آمده است، شما فقط به همین کلمه ایراد گرفتید :)))

سه فرض شما، همانطور که نوشتید فرض های شما هستند! برای خودتان نگه دارید تا زمانیکه مدرکی برای اثباتشون ندارید.

Fariborz said...

رسول گرامی:

لطفا مطالب دیگر این سایت را مطالعه کنید. و در ضمن برای ادعاتون باید مدرک و مستندات داشته باشید تا درستی فرضیه تون را بتوانید اثبات کنید. در غیر اینصورت در حد فرض، تخیل، توهم و از این دست ...باقی می ماند.

طبیغتعیفغ said...

اگه من احتمال به نبود خدا می داشتم خودمو می کشتم. چون زندگی ودیگه برام بی معنا می شد.

Anonymous said...

^^
شما هر وقت دلت بخواهد می تونی خودت را بکشی :)
و البته این نشان دهنده اینست که جنابعالی، هدف جدی در زندگی ندارید. متاسفانه این حاصل از شستشوی مغزی شما با تفکرات تخیلی دینی بوده است.

بدون شک شما باید زمان صرف کنید که آن تفکرات مسموم را از ذهن تون پاک کنید و این به آسانی بدست نخواهد آمد، به جز مطالعه.

Anonymous said...

جهل. محدودیت. وناتوانی. مردن. ÷یری و ... .ما توان وشهامت ÷زیرش انها را نداریم.تمام فرضیات( تخیلات )ذهنی برای فرار از این واقعیات است ولی در حالی که تمام این محدودیت ها را می بینیم .دیدن خلق شده احساس خلق شده.همدردی خلق شده.چطور میتواند مگر انک0 از قبل طرحش باشد تا بوجود اید. هرچچقد میخواهی سکس کون .ولی به خاق ان زیبایی فکر کن که یکی از اشکال ان زیبایی همان است که داری به سکسش می نازی.

Anonymous said...

من که طرحش را نداشتم. ایا کسی هست که بگوید این طرح ههارا ازقبل میدانسته. اینم نه. طرح خودت را داشتی که ای شکل خودت را داشته باشی.

Anonymous said...

عرض کردم که این تصور شما است که اینگونه به جنابعالی القا می کند که دیدن و غیره "خلق" شده است! خیر، هیچ مدرک و سندی در خلق شدن انسان و حس های انسان وجود ندارد.

در مورد محدودیت نوشتید، موضوع جالبی است. زمانی که انسان ها پی به محدودیت های خویش بردند، عکس العمل هایی جالبی از خود نشان دادند، گروهی به دانش روی آوردند که محدودیت های را شناسایس و رفع کنند و گروهی دیگر به دنیای توهم پرداختند و در ذهنیت خود خدایی شکل دادند و آن را پرستش کردند به این خیال که دنیای ابدی وجود دارد!

Post a Comment