Wednesday, December 17, 2008

این چه خدایی است؟


بتدریج به تعداد وبلاگ نویسان ایرانی که غیز مذهبی هستند و یا مخالف هستند، افزورده میشود و من تصمیم گرفتم که مطالب مرتبط آنها را در این وبلاگ منتشر کنم که مطالب این دوستان توسط افراد بیشتری مورد مطالعه قرار گیرد.

روهام نویسنده وبلاگ Delusion می نویسد:

قرائتی گفته است: «اگر مردم بم زکات خرما را می دادند، زلزله نمی آمد.»، البته ایشان در چنین اظهار نظرهایی تنها نیستند، اسقفهای کلیسای کاتولیک انگلیس نیز در سال گذشته وقوع سیلهای گسترده در این کشور را نتیجه تصویب قوانین آزادسازی ازدواج همجنس گرایان دانسته بودند.

من کارشناس مسائل مذهبی نیستم و نمی دانم گفته‌ی این آقایان منطبق با آموزه‌های دینی هست یا خیر.

این را می گویم چون این روزها باید مواظب بود! تازگیها بلافاصله پس از هر انتقادی از مذهب، دوستان مذهبی که خود را روشن‌اندیشتر از مذهبیان سنتی می دانند، بلافاصله شما را با سیل جملاتی مثل: «اسلام واقعی این نیست»، «اینها متعصب هستند»، «خدا رحمت و مهربانی است» و ... بمباران می‌کنند و شما به عدم آشنایی درست با اسلام یا مسحیحیت یا بودیسمِ به اصطلاح واقعی متهم می‌شوید.

ولی انصافاً هر چقدر هم که بخواهید متن قرآن و انجیل و تورات را گشاد کنید تا رحمت و مهربانی و حقوق بشر و عقل و منطق و خرد هم در آن جای بگیرد، در مواقعی مثل این به مشکل بر می خورید.

با توجه به اینکه داستانهایی از قبیل داستان قوم عاد و ثمود و ... به روشنی و وضوح و صراحت هر چه تمامتر در کتابهای مقدس تمامی ادیان ابراهیمی تعریف شده اند و هر چقدر هم که به مرغ خیال خود پر و بال بدهید بعید است بتوانید معنی استعاری از آنها استباط کنید، به نظر می رسد قرائتی در بیان عقاید اسلامی اشتباه نمی کنید و بی انصافی است اگر او را به برداشت عقب مانده و نادرست از دین متهم کنیم. این حرف شاید عقب مانده باشد، اما برداشت عقب مانده و نادرستی از اسلام نیست. چون خدای ادیان ابراهیمی به اعتراف صریح خودش، چنین موجودی است.

دیوانه‌ای خودخواه که عقده‌ی پرستیده شدن دارد و ابایی ندارد از اینکه هزاران نفر بی گناه راه به خاطر گناه عده‌ای معدود که مثلاً زکات خرما نداده اند یا همجنس باز شده‌اند از دم تیغ انتقام خود بگذراند.

ای کاش این خدا هم، همچون پیروان راستین خود، به جای سیل و زلزله به خودش بمب می‌بست و خود را در میدان شهر بم یا یکی از روستاهای انگلستان منفجر می کرد، تا یک بار برای همیشه، همه از شر او خلاص می شدیم.

ذلت پرستش این خدا، ارزانی مومنان...


Monday, December 15, 2008

چرا به خدا اعتقاد داشته باشیم؟ خوب باشیم فقط بخاطر خود خوبی



تبلیغات "چرا به خدا اعتقاد داشته باشیم؟ خوب باشید فقط بخاطر خوبی" از اواسط ماه نوامبر در اتوبوس های واشینگتن دی سی آمریکا دیده شده اند.

هدف از اجرای این تبلیغات در ایام تعطیلات آخر سال بدین دلیل است که تعطیلات کریسمس در آمریکا بطور سنتی (از سالهای دور) با مذهب گره خورده است، و حقوق گروه های غیر مذهبی نادیده گرفته شده است. در نتیجه امسال انجمن انسانگرای آمریکا با این تبلیغات می گوید "این تعطیلات ما نیز هست" و این تعطیلات نباید ارتباطی با مذهب داشته باشد.


"Why believe in a god? Just be good for goodness' sake"


ارتبـاط مذهبــی بودن یک جامعه با بروز رفتـارهای غیــراخـلاقـی در یک مطالعه مستقل نشان داده شد





در این مطالعه که در مجله دین و جامعه به چاپ رسیده است نشان داده شده که هر چقدر جامعه ای مذهبی تر باشد رفتارهای غیراخلاقی از جمله جرم و جنایت و دیگر رفتارهای نامطلوب و ناپسند در آن جامعه بیشتر دیده می شود. (ویدیو بمدت 2 دقیقه)

 
(ترجمه از رودرانر از کاربران بالاترین)

Tuesday, December 9, 2008

اگر خدا وجود ندارد، پس هدف از زندگی ما چیست؟!

معمولا مذهبیون در یافتن دلیل برای اثبات وجود خدا، راه به جایی نمی برند این پرسش معروف را مطرح می کنند "اگر خدا وجود ندارد، پس هدف از زندگی ما چیست؟!"

این سوال خود نادرست می باشد بدین دلیل که هدف از زندگی یک فرد معنی و مفهوم دارد اما هدف از زندگی ما (مردم) نادرست می باشد. هدف هر کسی از زندگی می تواند هر آنچه باشد که خود انتخاب و اختیار کند. این هدف می تواند برای شخصی تا شخص دیگری کاملا متفاوت باشد، کسی می تواند موسیقی را هدف خود قرار دهد، دیگری نجوم یا ریاضیات و یا حتی تفریح و یا سکس. همه این موارد می توانند هدف افراد برای زندگی باشند. همانطور که میدانید هدف از زندگی در دورانهای مختلف سنی نیز متفاوت هستند (یا می تواند باشد) شما در 15 سالگی هدف خاصی دارید و در 25 سالگی هدف دیگری. پس همانطور که می بینید، هیچ هدف پیش فرض شده ای برای انسانها وجود ندارد، هر شخصی خود هدف زندگیش را مشخص می کند.

در این ویدیو کریستوفر هیچنز (Christopher Hitchens) در جواب این سوال به شوخی پاسخ می دهد: نگاه پیروزمندانه بر بدبختی مردم، نوشیدنی الکلی (Gin in the Campari is a cocktail)، خامه در قهوه (Cream in the coffee)، سکس و بعد مرگ.

پس اگر کسی هدف زندگی خود را سکس انتخاب کرد و یا تئاتر، موسیقی، معماری و یا تفریح در سواحل جنوبی، مطمئن باشید این هدف زندگی اوست و خدایی وجود نداشته است (از روز اول) که هدف خاصی را برای افراد دیکته کرده باشد. بنابراین از زندگی خود لذت ببرید.


Tuesday, December 2, 2008

زمانی بود که همه مردم به خدا اعتقاد داشتند

"زمانی بود که همه مردم به خدا اعتقاد داشتند و کلیسا حکمفرمایی می کرد. آن زمان قرون وسطا (سده های تیره) نامیده میشد."
- ریچارد لدرر


"There once was a time when all people believed in God and the church ruled. This time was called the Dark Ages."
- Richard Lederer