Sunday, January 31, 2010

الله؛ نام یکی از بت های پیش از اسلام


اعراب پیش از اسلام به دینهای مختلفی گرایش داشتند. اکثر آنها به چندین خدا (polytheistic) اعتقاد داشتند و نیز قبایلی بودند که به دین مسیحیت و یهودیت ایمان آورده بودند.

قبایل مختلف شبه جزیره عرب، سمبل هایی برای خدایان، شیاطین، جن ها، آدم-خداسان ها (نیمه انسان نیمه خدا) و انواع و اقسام موجودات متفاوت، ساخته بودند و این سمبل ها را در کعبه (در مکه) نگه داری می کردند. سمبل هایی برای مسیح و مریم (برای قبایل مسیحی) نیز در کعبه نگه داری می شده است. که در کتاب Freeman-Grenville, Islam: An Illustrated History نیز به آن اشاره شده است.

تاریخ نگاران مسلمان از آن دوران به عنوان "دوران جاهلیت" یاد می کنند. عجبا که اینان بت خودشان را برتر متصور شده اند!

کارن آرمسترانگ (Karen Armstrong) در کتاب Islam: A Short History ادعا می کند که "کعبه به هبل (یکی از بت ها/سمبل ها) اختصاص داده شده بود و شامل 360 بت بود که احتمالا هر کدام یا نماد یک روز از سال بودند، و یا تندیس های خدایان عرب بودند. قبایل شبه جزیره عرب، چه مسیحی و چه چند-خدایی ها، سالیانه یکبار در مکه برای مراسم عبادت (حج) به هم ملحق می شدند."

اطلاعاتی که از متون مختلف بجا مانده است بر این تاکید دارند که کعبه محل نگه داری بت های گوناگون بوده است که هر کدام نشان مقدس قبیله ای بوده است که داخل کعبه و یا اطراف آن نگه داری می شده اند. اعراب در تمامی مسائل به این بت ها رجوع می کردند و حتی از اسامی بت ها در نام گذاری فرزندان شان استفاده می کردند.

بعضی از این بت ها اهمیت ویژه ای داشتند که تاریخ نگاران به شرح آنها پرداختند که به ترتیب اهمیت، تعدادی از آنها را نام می بریم.

هبل: سالار (سرور) خدای خدایگان، مهمترین خدا
لات: الهه ماه
عزی: الهه آفرینندگی که بعنوان "قویترین" و یا "با عظمت ترین" نیز شناخته می شده
منات: الهه سرنوشت که قدیمی ترین بت در بین این بت های عرب بوده است. حتی اعراب نام بچه های خود را با نام این بت نام گذاری می کردند. مانند: بنده منات (عبد منات)
نام 4 بت فوق در کتابهای دینی مدارس جمهوری اسلامی آمده است.

بت های درخور توجه دیگری هم وجود داشتند که به شرح آنها پرداخته شده است اما یک بت اهمیت فراوانی دارد که اسلام و تاریخ نویسان مسلمان تلاش بسیاری کردند که هیچ اثری از آن بجا نماند. آن بت الله نام داشت که خدای "سازنده" (آفریننده) و اهدا کننده باران، نزد عرب های پیش از اسلام بود. البته بت الله، تنها نبود، همکار و هم صحبت داشت، پسر ها و دخترهایی داشت. ساکنان مکه بر این باور بودند الله و جن ها رابطه خویشاوندی دارند و بت های لات و عزی و منات، دخترهای الله بودند. اعراب در شرایط نارحتی و درد و رنج به سراغ الله می رفتند. آنها در نام گذاری هم از کلمه الله استفاده می کردند. بطور مثال نام پدر محمد، عبدالله بود. به معنای "بنده الله" و یا "خدمتگذار الله".

بنابراین بی جهت نبوده است که تاریخ نگاران مسلمان تلاش بسیاری برای مخفی کردن تاریخچه بت الله و اهمیت آن نزد اعراب پیش از اسلام، داشته اند و البته همچنان دارند.

در تاریخ اسلام آمده است که محمد بت های کعبه را می شکند اما تمامی مشخصات و ویژگیهای آنها را به الله خود، نسبت می دهد. و البته یک بت دیگر به نام سنگ سیاه (حجر السود) را باقی می گذارد و خود محمد این سنگ را مورد ستایش قرار می دهد و می بوسد! محمد بر این اعتقاد بوده که این سنگ از بهشت آمده است. این سنگ که احتمالا بقایای یک شهاب سنگ است در طول زمان آسیب دیده است و به قطعات کوچک تر شکسته شده است. برای اینکه موضوع برای مسلمانان ایجاد سوال نکند که "ای بابا، این الله هم که نتوانست یک سنگ را درست نگه داری کند!" این قطعات را بوسیله میخ های نقره ای رنگ به یک قاب نقره ای وصل کردند و در کنار هم نگه داشتند. بهر حال اگر همچنان اعتقاد دارید که این سنگ از بهشت (مکان تخیلی) آمده است، با یکسری آزمایش براحتی می توان خلاف این موضوع را ثابت کرد. کافیست که مسلمانان به این آزمایش رضایت دهند.

این هم شواهد تاریخی که این خدا، الله و یا هر نامی که شما می دانید، ساخته و پرداخته ذهن آدمی بوده است که حتی توان مراقبت از سنگ فرضی خود را نداشته است.


منابع:

1. خدایان اعراب پیش از اسلام
2. بت الله
3. سنگ سیاه
4. Islam: A Short History by Karen Armstrong این کتاب بصورت فایل در اینترنت موجود می باشد، جستجو کنید.


Friday, January 8, 2010

آیا باید به دین و عقیده افراد احترام گذاشت؟

این روزها با توجه به شرایط سیاسی کشور، مرافعه بین مذهبی ها و غیر مذهبی ها، یکی از مباحث داغ محافل اینترنتی شده است. حتما شما هم به جملاتی شبیه این مواجه شدید "به دین و عقیده افراد احترام بگذارید" و یا "دین و عقیده افراد محترم هستند".

در مطلب قبلی نوشتم که "دین مجموعه ای از افکار انسانی است" و فقط یک ایدولوژی انسانی است، نه بیشتر. حال سوال این است که آیا افکار انسان محترم است ولو اینکه این افکار مرید و هواداران بسیاری هم داشته باشد؟! ایدولوژی فاشیستم هم طرفداران زیادی دارد، آیا باید به آن عقیده هم احترام گذاشت؟ حتی افکار هیتلر نیز طرفداران بسیاری دارد، اما آیا بواسطه طرفداران این ایدولوژی ها، آیا باید به آن تفکرات احترام گذاشت؟!

آن چیزی که دوستان مذهبی متعصب، مغرضانه یا ناآگاهانه آنرا نادیده می گیرند اینست که، "احترام" کسب کردنی است نه اعطا کردنی. اگرچه یک ایدولوژی حتی با مفاهیم ضد بشری ممکن است که طرفداران زیادی هم داشته باشد، اما همچنان آن ایدولوژی شایسته احترام نخواهد بود.

با بررسی تاریخ ادیان به این نتیجه میرسیم که هر زمان که مذهبی ها در راس قدرت قرار گرفتند، هرگونه چالش کشیدن مذهب و اعتقادات مذهبی را بشدت سرکوب کردند. ادیان که در پاسخگویی به سوالات خردمندان همیشه عاجز بودند، مجازات را بعنوان ساده ترین راه برای دفاع از افکار بی پایه مذهبی انتخاب کردند.

اینگرسول سخنور دوران طلایی Freethought آمریکا و مدافع شک گرایی در همین زمینه گفته است:
"کفرگویی اتهامی است که روحانیون برای دفاع از اعتقادات مذهبی که توانایی مراقبت از خود را ندارند، ابداع کردند."

"This crime called blasphemy was invented by priests for the purpose of defending doctrines not able to take care of themselves."

- Robert Green Ingersoll

مذهبیون زمانی که از پاسخ در برابر سوالات خردورزان عاجز می باشند یا به زور متوسل شده و آنها را مجازات می کنند و در جایگاهی که قدرت در اختیار ندارند به روشی بزدلانه فریاد سر می دهند که به "ایمان و اعتقادات" آنها توهین می شود تا شاید با این روش، روشنفکران منتقد را به سکوت بازدارند.

من از تمام دوستان منتقد و خردورزم درخواست می کنم که در مقابل هیاهوی مذهبیون سکوت نکنند و با تمامی توان با استفاده از علم و منطق که تنها ابزار راهگشای ما انسان هاست، پرده از خرافات و هجویات مذهبی بردارند. سالهای سال مذهبیون، با استفاده از ناآگاهی مردم، افکار مرتجع مذهبی را توسعه داده اند، پس بدانید ما راه دراز و سختی در پیش خواهیم داشت که باید بدون وقفه شروع کنیم.

اجازه بدهید بدون پرده بگویم، حتی آینده کشور ما و آینده این کره خاکی نیز به این موضوع بستگی دارد. افکار پوسیده و مرتجع همیشه محدود کننده تفکر خلاقانه بشر بوده است و باعث به هدر رفتن انرژی انسانها بر روی مفاهیم غیر واقعی بوده است. جامعه جوان کشور ما با آگاهی پتانسیل بالایی برای موفقیت خود و کشور خواهند بود. باید دست به دست هم بدهیم تا آموخته های مذهبی نادرست را با دانش روز دنیا، در جامعه مان جایگزین کنیم.

Thursday, January 7, 2010

دین چیست؟

در جامعه شناسی دین را بدین ترتیب تعریف کرده اند که "دین مجموعه ای از باورها، نشانه ها، دستورها و باید ها و نباید ها است که بر اساس انگاره ای (تصور، پندار، برداشت) مقدس (مقدسات)، پیروان آن دین را در یک گروه اجتماعی-دینی به یکدیگر نزدیک می کند."

فرهنگ جامع کلمبیا دین را به این ترتیب تعریف می کند که "دین یک نظام فکری، احساسی و عملی است که یک گروه در آن سهیم هستند و مشارکت دارند که این خود یک احساس دلبستگی (وابستگی) در اعضا ایجاد می کند؛ مجموعه قوانین رفتاری است که افراد بر اساس آن، پیامد های شخصی و اجتماعی عملکرد های خودشان را قضاوت کنند؛ و همچنین قالبی است که بوسیله آن افراد گروه و عالم خودشان را درک می کنند."

من دین را اینطور تعریف می کنم که؛ دین مجموعه ای از افکار انسانی است که شامل مجموعه ای از داستانها، اعتقادات، نماد ها، آئین ها و مراسم های مذهبی است. و چون افکار انسان در حال تغییر است، مفاهیم دینی را که از گذشتگان برایش به ارث می رسیده را، به طبع خویش، تغییر میداده است که این پروسه همچنان نیز ادامه دارد.

دین ها برای وهم کردن توده های انسانی نیاز به مقدس سازی داشتند (و دارند). گروهی با دستان شان خدایان شان را می ساختند، گروهی دیگر ستاره ها، سیاره ها و خورشید را مقدس می دانستند. انسان در راه پروژه مقدس سازی از هر موجود و عنصری که می توانست بهره برد. بعدها این بشر متوجه شد که هرچه این خداها دورتر و دست نیافتنی تر باشند، میزان توهم مقلدین نیز بیشتر خواهد بود. بطور مثال هندی ها الهه های گوناگون را متصور شدند و یونانی ها خدایان بسیاری را آفریدند. حدس میزنم که انسانها آن دوران، خود نیز سردرگم می شدند که هریک از این خداها چه وظایفی برعهده دارند!

بعدها گروهی که از تعداد این خداها، بیشتر سرگیجه گرفته بودند، تصمیم گرفتند تمامی وظایف این خداها را بر عهده یک خدا بگذارند و به پرستش یک خدا مشغول باشند. ماهیت اصلی این خدا، بسان بت های دست ساز اولیه، چیزی نبوده بجز ایجاد توهم یک موجودیت تخیلی برتر و قابل پرستش که مردم عامی را به بند اسارت ذهنی خود دچار کند. البته مقدس سازی فقط به خدا سازی ختم نشده است. در طول تاریخ ادیان، انسانها، مراسم های مذهبی، نشانه ها و حتی کتاب ها نیز مورد تقدس گرایی قرار گرفتند.

بشر دیروز که از دانش چندانی بهره نبرده بود برای حل مشکلات خود به خدایگان خویش متوسل می شده است. کاهن و کشیش و آخوند نیز واسط بین خداهای ذهنی (شما همان بت بخوانید) و مردم قرار گرفتند. مردم نیازمند برای رفع هر حاجت به کشیش و آخوند متوسل شده و باید هزینه می پرداختند! چه مشاغل پردرآمدی که از بازار مکاره دین بوجود نیامد.

اما بشر امروز با تکیه بر علم راه حل مشکلات غیرقابل حل دیروز را می یابد. او می داند که فقط دانش، راه گشای موانع است نه توکل به بت های (ذهنی) خودساخته!
با پیشرفت علم و بالا رفتن سطح دانش عمومی جوامع، انسان باهوش تر برای هر مسئله ای راه حلی می آفریند و بساط دین و خداهای خودساخته که برای تخدیر اذهان مردم ناآگاه گسترانده شده بود، به آهستگی اما پیوسته، در حال جمع شدن است.

باشد روزی که جامعه بشری به دانش و توانایی های خود بیشر تکیه کند.